داستان‌های جدید درباره مشایی

اسفندیار ر�یم مشایی

اسفندیار رحیم مشایی

چندی پیش، اسفندیار مشایی، رئیس سازمان میراث فرهنگی و مشاور رئیس جمهور، ادعا کرد که ملت ایران با ملت اسرائیل دوست است و مهم‌تر از آن این که دیگر دوران حاکمیت یک دین بر جهان گذشته است!

این حرف‌ها کاملاً قابل نقد است، و اگر فرصتی بیابم، در این باره بیشتر خواهم نوشت. اما آن‌چه برایم جالب است، عکس‌العمل‌های عجیب و غریبی است که برخی افراد و رسانه‌ها نشان داده‌اند. به یک باره، همه مسلمان دوآتشه شده‌اند و سخنان گذشته خویش را از یاد برده‌اند.

سخنان آقای زیدآبادی، روزنامه‌نگار نیز از این دست است. این آقا چند روز پیش در یک سایت ضد انقلاب مطالبی نوشته که می‌خواهم بدون بررسی خاستگاه فکری ایشان و این‌که چرا این حرف‌ها را زده‌اند، ادعاهایشان رو مورد نقد قرار بدهم.

نوشته‌ی او این‌گونه آغاز می‌گردد:

نه من كه عموم كساني كه سال‌ها در مديريت‌هاي مختلف نظام جمهوري اسلامي حضور داشته‌اند، حتي فردي ‏مانند آقاي كروبي، شناختي از اغلب اعضاي كابينه و همكاران آقاي احمدي نژاد ندارند و از اين جهت خود را ‏اصحاب كهف قلمداد مي‌كنند.

سپس ایشان این‌گونه عقیده خود را بیان می‌کند:

با مرور زمان اما به نظر مي‌رسد كه آقاي احمدي نژاد مشاوران تازه‌اي پيدا كرده است، مشاوراني كه ظاهرا ‏دنيا ديده اند و به وي گوشزد كرده اند كه راز مخالفت جهاني با غني سازي اورانيوم از سوي ايران، اظهارات ‏او در باره لزوم نابودي اسرائيل است و اگر او به نحوي بتواند اين سخن را اصلاح كند يا پس بگيرد، گشايشي ‏در بحران هسته‌اي ايران پديد خواهد آمد.‏

و سپس نتیجه می‌گیرد:

آقاي احمدي نژاد نيز كه در پايان نخستين دور از رياست جمهوري‌اش به صرافت افتاده است تا روابط سرد و ‏تاريك بين ايران و آمريكا را گرمي و روشنايي دهد، اين بار نيز سخنان مشاوران تازه را پذيرفته، اما به جاي ‏آنكه خود ريسك اصلاح سخنانش را تقبل كند از معاون خود خواسته كه او اين بار را به دوش بكشد.‏

جالب این‌جاست که خود نیز می‌داند که همه‌ی این‌ها احتمالات و آسمان به ریسمان بافتن است. اما این‌گونه خود را راضی می‌کند که احتمال دیگری نداریم!

اين البته يك فرضيه است، اما فرضيه‌اي كه هيچ جايگزين منطقي براي آن نمي‌توان يافت.‏

خیلی جالب است. تا دیروز می‌گفتند که خواستگاه نظریات دولت، آراء آیت الله مصباح یزدی است و او نیز قرائت متحجرانه‌ای از دین ارائه کرده و …! دولت در پی پیاده کردن آراء خود به هر قیمت است و هر طور که شده می‌خواهد اسرائیل را نابود کند و …

او که در آغاز متن از ناآشنایی خود و حتی امثال کروبی با مشاوران احمدی‌نژاد سخن می‌گوید، به یک باره درباره‌ی آن‌ها تحلیل ارائه می‌دهد و از دنیا دیدگی مشاوران جدید می‌گوید و سپس از گشایش در مسئله هسته‌ای ایران سخن می‌گوید؟

اصلاً ما نفهمیدیم اگر این‌ها دنیا دیده بودند، چرا اسرائیل حرفشان را جدی نگرفته؟ چرا مشایی اصرار به حضور در مجامع حمایت از مردم فلسطین دارد، و مهم‌تر از آن، چرا احمدی‌نژاد این روزها بیش از پیش به ستیزه با صهیونیزم پرداخته است؟

اصلاً این مشاوران که از لحاظ جناب ناشناسند، چرا به راه حل‌های ساده‌تر رو نیاورده‌اند؟ کافی است احمدی‌نژاد مدتی از رویه‌ی معمول خود در بیان جنایت‌های اسرائیل دست بردارد، یا کمتر در این باره سخن بگوید. اگر مقصود تغییر موضع بود، لزومی به تعریف از ملت آمریکا و … نبود. کافی بود مانند دولت سازندگی که با مسئولان کشتار حجاج خیلی دوستانه ارتباط برقرار کردند، ارتباط سیاسی برقرار شود. اما این‌گونه نشد. ایران ارتباط با آن‌ها را منوط به کوتاه آمدن از پیش‌فرض‌ها و پیش‌شرط‌هایشان می‌داند، مثل آن چیزی که در بحث هسته‌ای اتفاق افتاده است. از دست دادن حمایت قشر مذهبی جامعه در قبال «احتمال خوشایند اسرائیل» چیزی است که بعید می‌دانم مشاوران جهان‌دیده! آن را تأیید کنند.

این گونه تحلیل‌ها اکنون در رسانه‌ها فراوان یافت می‌شوند، و همگی با این پیش‌فرض به سراغ تحلیل مسائل می‌روند که در هر صورت احمدی‌نژاد اشتباه می‌کند و در هر صورت مقصر اوست. بنابراین هر کس هر حرفی زد، باید فوراً مسئول مستقیم را رئیس جمهور دانست.

البته رئیس جمهور در قبال عملکرد و موضع‌گیری‌های افراد دولت مسئول است و شخصی دانستن این اظهار نظر مشایی از سوی سخنگوی دولت، کافی نیست. امیدوارم این ندانم‌کاری مشایی که ناشی از عدم آشنایی به تاریخ و سیاست است، با استعفای او، یا تذکر جدی به او پایان یابد:

ای بی‌خبر از سیاست و دین

بس کن، سر جای خویش بنشین

Advertisements

یک دیدگاه برای ”داستان‌های جدید درباره مشایی

  1. سلام حسين جان. در خصوص مشايي و اظهارات‌ش عين پاسخي رو كه در جواب كامنت شما در پارتيزان داده بودم رو مي‌ذارم: «در مورد اظهارات اين آقا بايد به عرض برسونم كه قرار نبود با اين بيانات دست‌آوردي نصيب دولت بشه. كه اتفاقا قرار بود كه به نوعي زمين زده بشه. و اين هم بر مي‌گرده به موضوع هم‌دستي سه عنصر نامطلوب دولت و مثلث شوم و تحميلي مشايي، رحيمي، كردان. سر قصه‌ي كردان داشت گند بالا مي‌اومد و اين باند نفوذي و تحميلي هم داشتند تضعيف مي‌شدند (البته استان‌داران مركزي و ايلام رو هم به اين‌ها بايد اضافه كنيد)
    كه با اين اراجيف مشايي نگاه‌ها به طرف ديگه‌اي معطوف شد و البته اين مثلث شوم و شايد هم ذوزنقه‌ي نامبارك، از نيروهاي انقلابي دولت تلفات هم گرفت كه فعلا اولين اون‌ها حاج داود احمدي‌نژاد بود كه با اعتراض به اومدن كردان به كابينه، زمين زده شد و اگه ماها هم‌چنان ساكت باشيم و يا مشغول بازي با نكات انحرافي نفوذي‌ها، در آينده‌ي نزديك رييس جمهور رو هم به زمين خواهند زد.»
    در خصوص اظهارات زيدآبادي هم بايد عرض كنم كه اين‌ها قدقد كردن يه عنصر مورد دارد فكر كردن خبري شده! فقط همين.
    يا علي…

  2. ماهمه قصه ی دوستی موش و گربه -خاله خرسه با…شنیدیم/ پس سخنان اقایان مشایی یا مشاوران 2ماهه رمانی تخیلی با نویسندگانی چشم بسته بیش نیست ///در ضمن قرار نیست با اورانیوم و… کل دنیا یک شبه تسخیر ایران بشه وایران امریکا-اسراییل را به خاک سیه بشونه.مگر اینکه ندیده های ما این روزراببینن.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s