سرقت علمی معصومه ابتکار، توسط یک نرم‌افزار تشخیص تقلب، کشف شد!

به دنیای علم خوش آمدید!

به دنیای علم خوش آمدید!

مجله علمی نیچر امروز مقاله‌ای با عنوان «کپی کردن کامل یک مقاله توسط نرم‌افزار شناسایی شد» منتشر نمود. این مقاله در مورد کاربرد نرم‌افزاری به نام دژاوو برای تشخصی سرقت ادبی / علمی است که با استفاده از پایگاه داده‌هایی شامل 75000 مقاله به جستجوی مقالاتی می‌گردد که از کپی مقالات اصلی ایجاد شده‌اند. در سایت این نرم‌افزار، می‌توانید در میان مقالات مشکوک به جستجو بپردازید.
نکته جالب اینجاست که در بین این مقالات، تعدادی مقاله از ایرانی‌ها هم به چشم می‌خورد و در این میان، خانم معصومه ابتکار، از چهره‌های معروف اصلاح طلب و معاون آقای خاتمی و رئیس وقت سازمان محیط زیست و عضو شورای شهر تهران! هم در میان کپی کنندگان مقالات قرار دارد! این گزارش در سایت خبری الف هم بازتاب یافته است.
من سعی کردم چکیده این دو مقاله را مقایسه کنم. این نتیجه مقایسه بنده است. بخش‌های قرمز متفاوت، و بخش صورتی، متن یکسان است.

کپی از این واض�‌تر؟!

کپی از این واضح‌تر؟!

واقعاً جای تاسف دارد! حتی به خودش زحمت نداده یک چکیده جدید برای مقاله بنویسد!

اگر باور ندارید، می‌توانید به این دو پیوند مراجعه نمایید و خود مقایسه کنید!

توضیح خانم ابتکار را هم بخوانید:

راستی دو سه روز پیش مطلبی در مورد یکی از مقالاتم  بدستم رسید که توضیحات لازم را برای پایگاه مربوطه هم فرستادم. در سال 2005 مقاله ای را با یکی از دانشجویانم کار کرده بودم که حدود 35 منبع داشت. البته 5 منبع آن بیشتر مورد استفاده قرار گرفته و همه منابع نیز در بخش منابع و ماخذ آن آمده بود. اما ظاهرا درج چند ماخذ در آن جا افتاده و من متوجه نشده بودم. روشن است که  این اتفاق با توجه به تعداد قابل توجهی رفرنس که در انتهای مقاله آمده عمدی نبوده است.

اگر مقاله کار مشترک با دانشجویش بوده، چرا اسمش در مقاله نیامده؟! این کپی واضح چه ربطی به توجیه بالا دارد؟ دم خروس را باور کنیم یا قسمت را؟!

ت�صیل در م�ضر خانم ابتكار افتخار بزرگی است!

تحصیل در محضر خانم ابتكار افتخار بزرگی است!

داستان‌های جدید درباره مشایی

اسفندیار ر�یم مشایی

اسفندیار رحیم مشایی

چندی پیش، اسفندیار مشایی، رئیس سازمان میراث فرهنگی و مشاور رئیس جمهور، ادعا کرد که ملت ایران با ملت اسرائیل دوست است و مهم‌تر از آن این که دیگر دوران حاکمیت یک دین بر جهان گذشته است!

این حرف‌ها کاملاً قابل نقد است، و اگر فرصتی بیابم، در این باره بیشتر خواهم نوشت. اما آن‌چه برایم جالب است، عکس‌العمل‌های عجیب و غریبی است که برخی افراد و رسانه‌ها نشان داده‌اند. به یک باره، همه مسلمان دوآتشه شده‌اند و سخنان گذشته خویش را از یاد برده‌اند.

سخنان آقای زیدآبادی، روزنامه‌نگار نیز از این دست است. این آقا چند روز پیش در یک سایت ضد انقلاب مطالبی نوشته که می‌خواهم بدون بررسی خاستگاه فکری ایشان و این‌که چرا این حرف‌ها را زده‌اند، ادعاهایشان رو مورد نقد قرار بدهم.

نوشته‌ی او این‌گونه آغاز می‌گردد:

نه من كه عموم كساني كه سال‌ها در مديريت‌هاي مختلف نظام جمهوري اسلامي حضور داشته‌اند، حتي فردي ‏مانند آقاي كروبي، شناختي از اغلب اعضاي كابينه و همكاران آقاي احمدي نژاد ندارند و از اين جهت خود را ‏اصحاب كهف قلمداد مي‌كنند.

سپس ایشان این‌گونه عقیده خود را بیان می‌کند:

با مرور زمان اما به نظر مي‌رسد كه آقاي احمدي نژاد مشاوران تازه‌اي پيدا كرده است، مشاوراني كه ظاهرا ‏دنيا ديده اند و به وي گوشزد كرده اند كه راز مخالفت جهاني با غني سازي اورانيوم از سوي ايران، اظهارات ‏او در باره لزوم نابودي اسرائيل است و اگر او به نحوي بتواند اين سخن را اصلاح كند يا پس بگيرد، گشايشي ‏در بحران هسته‌اي ايران پديد خواهد آمد.‏

و سپس نتیجه می‌گیرد:

آقاي احمدي نژاد نيز كه در پايان نخستين دور از رياست جمهوري‌اش به صرافت افتاده است تا روابط سرد و ‏تاريك بين ايران و آمريكا را گرمي و روشنايي دهد، اين بار نيز سخنان مشاوران تازه را پذيرفته، اما به جاي ‏آنكه خود ريسك اصلاح سخنانش را تقبل كند از معاون خود خواسته كه او اين بار را به دوش بكشد.‏

جالب این‌جاست که خود نیز می‌داند که همه‌ی این‌ها احتمالات و آسمان به ریسمان بافتن است. اما این‌گونه خود را راضی می‌کند که احتمال دیگری نداریم!

اين البته يك فرضيه است، اما فرضيه‌اي كه هيچ جايگزين منطقي براي آن نمي‌توان يافت.‏

خیلی جالب است. تا دیروز می‌گفتند که خواستگاه نظریات دولت، آراء آیت الله مصباح یزدی است و او نیز قرائت متحجرانه‌ای از دین ارائه کرده و …! دولت در پی پیاده کردن آراء خود به هر قیمت است و هر طور که شده می‌خواهد اسرائیل را نابود کند و …

او که در آغاز متن از ناآشنایی خود و حتی امثال کروبی با مشاوران احمدی‌نژاد سخن می‌گوید، به یک باره درباره‌ی آن‌ها تحلیل ارائه می‌دهد و از دنیا دیدگی مشاوران جدید می‌گوید و سپس از گشایش در مسئله هسته‌ای ایران سخن می‌گوید؟

اصلاً ما نفهمیدیم اگر این‌ها دنیا دیده بودند، چرا اسرائیل حرفشان را جدی نگرفته؟ چرا مشایی اصرار به حضور در مجامع حمایت از مردم فلسطین دارد، و مهم‌تر از آن، چرا احمدی‌نژاد این روزها بیش از پیش به ستیزه با صهیونیزم پرداخته است؟

اصلاً این مشاوران که از لحاظ جناب ناشناسند، چرا به راه حل‌های ساده‌تر رو نیاورده‌اند؟ کافی است احمدی‌نژاد مدتی از رویه‌ی معمول خود در بیان جنایت‌های اسرائیل دست بردارد، یا کمتر در این باره سخن بگوید. اگر مقصود تغییر موضع بود، لزومی به تعریف از ملت آمریکا و … نبود. کافی بود مانند دولت سازندگی که با مسئولان کشتار حجاج خیلی دوستانه ارتباط برقرار کردند، ارتباط سیاسی برقرار شود. اما این‌گونه نشد. ایران ارتباط با آن‌ها را منوط به کوتاه آمدن از پیش‌فرض‌ها و پیش‌شرط‌هایشان می‌داند، مثل آن چیزی که در بحث هسته‌ای اتفاق افتاده است. از دست دادن حمایت قشر مذهبی جامعه در قبال «احتمال خوشایند اسرائیل» چیزی است که بعید می‌دانم مشاوران جهان‌دیده! آن را تأیید کنند.

این گونه تحلیل‌ها اکنون در رسانه‌ها فراوان یافت می‌شوند، و همگی با این پیش‌فرض به سراغ تحلیل مسائل می‌روند که در هر صورت احمدی‌نژاد اشتباه می‌کند و در هر صورت مقصر اوست. بنابراین هر کس هر حرفی زد، باید فوراً مسئول مستقیم را رئیس جمهور دانست.

البته رئیس جمهور در قبال عملکرد و موضع‌گیری‌های افراد دولت مسئول است و شخصی دانستن این اظهار نظر مشایی از سوی سخنگوی دولت، کافی نیست. امیدوارم این ندانم‌کاری مشایی که ناشی از عدم آشنایی به تاریخ و سیاست است، با استعفای او، یا تذکر جدی به او پایان یابد:

ای بی‌خبر از سیاست و دین

بس کن، سر جای خویش بنشین